ای کاش می توانستید با عطر خاک زندگی کنید، ومانند گیاهان هوازی، به نور زنده باشید
اگر زندگی مرگ است و مرگ زندگی پس درود بر مرگ و مرگ بر زندگی...
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد بدست طفلکی گستاخ وبازیگوش
واو یک ریز و پی در پی
دم گرم وخمودش را
فشارد بر گلویم سخت
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدینسان بشکند دائم سکوت مرگبارم را
از لطف شما دوستای گلم ممنونم که توی این چند وقته که من نبودم به کلبه من میومدین و جویای حال من بودین.
از آرایه عزیزم ممنونم که منو توی این چند وقته منو تنها نذاشت.و همیشه لطفش شامل حال من شده.
حالا به امید خدا میخوام دوباره این کلبه رو آب و جا رو کنم.
فعلا" یا علی تا بعد...
وقتی رحم به بالم نمی کنند.
