وقتی مسیر ها به زمین منتهی شوند
فرقی میان گندم و یک دانه سیب نیست
شاید گناه آدم و حوا بهانه بود
شاید بهانه بود ...
نه ! اصلا عجیب نیست
انسان درون طرح خدا دل شکسته بود
انسان همیشه رانده ی تقدیر خویش ماند
« ابلیس با خدا به تفاهم رسیده بود »
ما را برای چیدن یک دانه سیب راند
...

+ نوشته شده در سی و یکم شهریور 1385ساعت   توسط هنگ بزرگ
|
حيف از بال کبوتر که گداخت
زير آوار تن گرم گناه
حيف از عمر عزيز
که تلف شد زير يک بار گناه
حيف از لحظه خوب پرواز که نفهميديم و از ياد پريد
و گذشت لحظه بيدار گناه
زير يک فکر غريب
گشت آلوده سر انگشت تنم
با تن گمشده
حيف از پاکی ما
که فقط لذت ترديدش را من و تو فهميديم
حيف از بال کبوتر که گداخت
در سراب و رويا
و نفهميديم و از ياد پريد
لحظه خوب گناه !

+ نوشته شده در سی و یکم شهریور 1385ساعت   توسط هنگ بزرگ
|