خاک...
یک روز از ذره ذره این خاک خواهم پرسید:
ای خاک!
تو که قرنهاست زیر پای مخلوقات خدا گذران عمر میکنی،
تو که خود را تا به امروز از خون هزارن نفر سیراب کرده ای،
و آنان را در خانه های تنگ و تاریک میهمان کرده ای،
از عشق چه میدانی؟
تکلیف عاشقان بعد از مرگ چه میشود...؟
معشوقشان به کجا میرود...؟
فقط به دنبال فرصتی میگردم...!
+ نوشته شده در یازدهم دی 1385ساعت   توسط هنگ بزرگ
|


