تبليغاتX
دلشدگان

دلشدگان

ای کاش می توانستید با عطر خاک زندگی کنید، ومانند گیاهان هوازی، به نور زنده باشید

میدانم که هرگز مرا به خاطر نخواهی آورد....

نه بوی خاک میشناسدم

نه عطر تازگی گل مریم

 

تنها و بی کس تر از آنی هستم

که کسی بخواهد مرا بشناسد

یا حتی لحظه ای کوتاه

تنهاییشان را با من

که تنهاترین در میانشان هستم

قسمت کند،

 

هیچ کس مرا نمیشناسد

ولی من همه ی آنها را میشناسم،

همه مرا میبینند و

کسی حتی خرده شیشه ای تیز

از سر شوخی، برایم هدیه نمی آورد،

تا با بریده شدن انگشتانم،

کمی بخندد، تا دل پریشانش

از آه و ناله ی من آرام بگیرد،

 

تنها مرا ژنده پوشی

بی جا و مکان،

که از بی کسی  و در به دری

کنار خیابانها،

به فروختن شعرهایش مشغول است

میشناسند،

 

گاهی اوقات کنارم می آیند

و بی آنکه سلامم کرده باشند،

شعرهایم را میخوانند و

همه را از بر میکنند،

اما کاسه ی احساسم را

همیشه خالی میگذارند

و میروند...

و من هیچ نمیگویم...

 

سرمای عجیبی در بدنم احساس میکنم،

از این روزگار هزار رنگ،

تنها سرمای زمستانش حتی در تابستان

نصیب من شده.

 

در کنارم همیشه،

قاب عکس شکسته ای است

که عکس نیم سوخته ی خاطراتم

در آن جلب توجه میکند.

تنها چیزی که از تو برایم باقی مانده،

همین تصویر نیم سوخته ی

عشقی قدیمی و گرم است،

که گاه گاه

آن را به شاخه های خیالم می آویزم

و از شیار خاطره های آن

صدای تو را میشنوم،

تو مرا آرام و آهسته در خیال خود صدا میزنی

و من چه خوب و رسا صدایت را میشنوم

اما من در خیال خود،

تو را فریاد میزنم

و تو ذره ای صدای مرا نمیشنوی

و چه بی تفاوت از کنار من و دلم گذر میکنی،

انگار که سالهاست مرا نمیشناسی

و چه سخت است

تو را ندیدن و فراموش کردن،

در این قاب عکس شکسته و نیم سوخته...

 

مرا سرمای یخ زده ی

این زمستان یک رنگ

با خود خواهد برد،

و این فصل، این فصل سفید،

فصل میلاد توست،

و تو این بار بدون من

روز میلادت را جشن خواهی گرفت،

من خواهم رفت و تو روزهای

بدون من را خواهی گذراند،

 

میدانم که هر گز مرا به خاطر نخواهی آورد،

 

من در خیال تو

خواهم مرد،

و هرگز جوانه نخواهم زد،

چرا که این سرما ریشه هایم را

خشکانده،

اما تو زنده ترین در خیال مرده ی من هستی.

 

میدانم که هرگز مرا به خاطر نخواهی آورد.

اما بدان که هرگز از خاطرم نخواهی رفت.

 

+ نوشته شده در  هفتم بهمن 1385ساعت   توسط هنگ بزرگ  |