صادقانه...
میدانی،
اشک را آنگونه که شایسته چشمانت بود،
برایت معنا کردم
و عشق را آنگونه که تو دوست داشتی
در گوشهایت زمزمه کردم
مهر را در دستانم بنگر،
و روح کلام عشق را در صادقانه هایم جستجو کن،
برایت صادقانه حرف میزنم،
صادقانه میگریم
و صادقانه میمیرم،
تنها تو،
آغوشت را بستر امن خوابهایم کن...+ نوشته شده در دهم اسفند 1386ساعت   توسط هنگ بزرگ
|

