چشمهایت به من میگوید دوستت دارم...
دیشب تو را در نگاه آن همه ستاره دیدم،
و امتداد نگاهت را چه زیبا
در میان سطور به هم چسبیده ی
عشق ماه و برکه نقاشی کردم،
نیلوفران رقصنده
در میان موجی از نور بر روی آرامش اشکهایت
سرودی از دوست داشتن زمزمه میکردند
و تو مرا چه سزاوار نگاه کردی،
و دانستم هنوز دوستم داری
همانقدر که چشمهایت می گفت...
+ نوشته شده در نوزدهم اسفند 1386ساعت   توسط هنگ بزرگ
|
