تبليغاتX
دلشدگان

دلشدگان

ای کاش می توانستید با عطر خاک زندگی کنید، ومانند گیاهان هوازی، به نور زنده باشید

خود کرده

در کشاکش این روزگار هزار رنگ،

و در طلاتم این دریای هفت رنگ

چیزی به عنوان نقص معنا ندارد...

نگاهی اگر هست به دروغ

خنده ای اگر هست از سر تمسخر،

و اگر فریادی از انتهای دل بر بلندای هوس است

ما خود آن خلق کرده ایم

و چشم دل را بر تمام خوبیها بسته ایم،

این ما هستیم آفریده دست خودمان

و بازیچه دست زورگویان

و مار ماهی هایی دهن بین

که نیش آنها استخوان سنگ را ریز ریز میکند

چه رسد به روح من، به روح تو

و به روح او که  جز در طلاتم ابرهاهرگز نبوده

و بی پیرایه صدایش میزدیم...

کاش نگاهم را در این زندان سرد و بی روزن

به سوی سایه خود دوخته بودم،

نه قفل بی کلید درب این زندان محتوم...

 

 

+ نوشته شده در  بیست و هشتم اسفند 1386ساعت   توسط هنگ بزرگ  | 

 

جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ