تبليغاتX
دلشدگان

دلشدگان

ای کاش می توانستید با عطر خاک زندگی کنید، ومانند گیاهان هوازی، به نور زنده باشید

روزهای نبودنم

این روزها  نیستم، این روزها  تنهاییم را با شنیدن صدای باران گونه ی دلم خوش می کنم، این روزها محبتم را یک جا برای زیبایی غروب خرج می کنم، این روزهای بی منت با شنیدن نوایی هر چند آرام گلدسته های دلم فرو میریزد و آوارش هزاران خاطره تلخ را به یادم می آورد.خاطراتی از تو، خاطراتی از ما، و حال خاطراتی از من...! دیگر خسته شدم، پنجه در پنجه ی تقدیر فشردن کار من نیست.نایی برای فریاد کشیدن ندارم...

چرا تنهایم گذاشتی چرا...

 

+ نوشته شده در  بیست و یکم مرداد 1387ساعت   توسط هنگ بزرگ  | 

 

جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ